وقتی یک پروژه دیجیتال شکست میخورد، اولین چیزی که متهم میشود تیم فنی است. اما در تجربه ما، بیشتر پروژههای ناموفق کاملاً درست ساخته شدهاند. مسئله این است که چیز درستی ساخته نشده.
نشانهاش را میشود از اولین جلسه دید. اگر بپرسید «این پروژه قرار است چه چیزی را عوض کند؟» و جواب فقط «سایتمان مدرنتر شود» یا «حرفهایتر به نظر برسیم» باشد، پروژه هنوز تعریف نشده است.
جواب مفید همیشه یک فعل و یک عدد دارد. «میخواهیم تیم فروش وقتش را صرف پیگیری وضعیت ارسال نکند.» «میخواهیم نیمی از سفارشها بدون تماس تلفنی ثبت شوند.» این جملهها را میشود بعداً بررسی کرد. صفتها را نمیشود.
دومین دلیل رایج، دامنهای است که در طول پروژه بیسروصدا بزرگ میشود. هر مورد تازه بهتنهایی منطقی است، اما مجموع آنها پروژه را از مسیر خارج میکند. راهحل ساده است: فهرست چیزهایی که عمداً نمیسازیم باید همان اول نوشته و تأیید شود.
سومین دلیل این است که پروژه در روز انتشار تمامشده تلقی میشود. سایت منتشر میشود، فاکتور صادر میشود، تیم میرود. شش ماه بعد کسی نمیداند آیا این پروژه کار کرده یا نه، چون از اول قرار نبود کسی اندازه بگیرد.
اگر بخواهیم به یک جمله خلاصه کنیم، پروژهای که معیار موفقیتش پیش از شروع نوشته نشده نمیتواند موفق شود، چون هیچ تعریف مشترکی از موفقیت ندارد.

