وقتی میگوییم تجربه کاربری روی فروش اثر میگذارد، معمولاً تصور میشود منظورمان ظاهر بهتر است. نیست. منظورمان کمکردن تعداد تصمیمهایی است که کاربر باید بگیرد تا به هدفش برسد.
هر فیلد اضافه در فرم، هر انتخابی که کاربر نمیداند چطور جواب بدهد، و هر صفحهای که بین او و هدفش قرار میگیرد، درصدی از افراد را حذف میکند. این درصدها ضرب میشوند، نه جمع.
مثال ملموس در فارسی: فرمی که شماره تماس را با جداسازی دوسویه اشتباه نمایش میدهد، کاربر را مطمئن نمیکند که عدد درست وارد شده. همین تردید کوچک، در مقیاس، معنی دارد.
مثال دیگر سرعت است. صفحهای که روی شبکه موبایل سه ثانیه دیرتر باز میشود، بخشی از بازدیدکنندهها را قبل از دیدن هر چیزی از دست میدهد. این فقط مسئله مهندسی نیست، چون اندازه تصاویر و تعداد فونتها در مرحله طراحی تعیین میشوند.
روش عملی: مسیر اصلی درآمد را بنویسید، هر مرحله را بشمارید، و برای هر مرحله بپرسید «اگر این را حذف کنیم چه چیزی خراب میشود؟» معمولاً جواب چند مورد «هیچ چیز» است.

